در گذر روز ها
روز ها از پی هم میگذرند و جوجه ی من سه ماهه داره میشه. فردا نوبت اول سونوی غربالشه. کلی اتفاق افتاده, سونوی قلب و اون حس فوق العادش... مسافرت مشهدمون و روز های خوبی که داشتیم... خریدای ریز ریزمون برای نی نی... انتخاب کلی اسم... خواب های قشنگ... تا حالا چند تا هم سن و سال هم جوجه ی من پیدا کرده, نزدیک ترینشون هم بچه ی عموشه, بعد بچه ی دوست بابا و بچه ی یکی از فامیلای مامانبزرگ, دیشب هم که فهمیدیم ستایش قراره ابجی یا داداش داشته باشه. حالا یکی یکی دارن پیدا میشن.




